گروه فرهنگ و ادب، خبر یار، فاطمه نعمتی: نمایشگاه کتاب دوباره آمد. صدای آغاز رسمی برگزاریاش مثل سالهای قبلی بلند نیست؛ چون نشد که مردم دور هم جمع شوند و گپوگفتها و قدمزدنهایی بین غرفههای کتاب شکل بگیرد. شاید خود نمایشگاه تاب برگزاری نداشت. شاید خودش دل و دماغ این را نداشت که امسال بدون حضور زمینی کتابخوانترین رهبر دنیا در بگشاید و میزبانی کند.
اما این میزبان غمگین کار را سپرد تا به شکل دیگری انجام شود و طور دیگری مهماننوازی کند. نمایشگاه مجازی شد و حالا بهجای صدای پای کتابخوانها، صدای تقتق کیبوردها بلند شده برای گشتن و پیداکردن کتاب موردعلاقه. درست است که سروصدای بچهها هم در این نمایشگاه به گوش نمیرسد اما صدای کتابها همچنان بلند است. کافیست در جستوجوی اینترنتیتان در سایت نمایشگاه به یک کتاب کودک بربخورید. صدای داستانش کل خانهتان را پر میکند.
گفتیم کتاب و گفتیم بچهها و داستان کودک. در این شماره از پرونده «هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد» به سراغ افسانه موسوی گرمارودی رفتهایم. این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان که منتقد ادبی است و در این حوزه پژوهش و تحقیق نیز میکند، از علاقه رهبر شهید انقلاب به کتاب گفت و تأثیری که این مطالعات بر ایشان داشت و ما را با یک خبر تلخ روبهرو کرد و برای اینکه تلخیاش کم شود، راهی پیشنهاد داد تا ایرانمان کتابخوانتر شود. این گفتوگو را در ادامه میتوانید بخوانید:
* تابهحال برایتان پیش آمده کتابی را چون رهبر شهید پیشنهاد کرده بودند، بخرید و بخوانید؟
بله کتابهایی بودند. مثل «نورالدین پسر ایران» یا «دختر شینا»؛ اما بیش از این کتابها برخی آثار خودشان برایم جالب توجه بوده: مثل کتاب «انسان 250 ساله».
* درباره علاقه زیاد رهبر انقلاب به کتاب و کتابخوانی چقدر میدانستید؟ چه جنبهای از مطالعات و کتابخوانی ایشان برای شما جالبتر بوده؟
همه میدانند که چقدر ایشان اهل مطالعه بودند. به دلیل فصاحت ایشان در کلام، اغلب خطبههایشان شنیدنی و خواندنی هستند. نهتنها اهالی فرهنگ که بهطور کلی کسی که خوب سخن میگوید به این معنی است که او اهل کتاب و کتابخوانی است. چه رسد به اینکه ایشان در میان خطبا از نوادر بودند و کلامشان بسیار فصیح و خالی از خلل بود. این جز از یک فرد کتابخوان و اندیشمند برنمیآید.
* رهبر شهید معتقد بودند «هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد». به نظر شما چرا این نظر را داشتند؟ تجربه و تخصص شما در حوزه کتاب چه دلایلی به ما میدهد که این حرف و نظر، کاملا درست بوده است؟
همینقدر که این کلام از ایشان منعقد شده، خود ملاک عمل است. منش، خوی و رفتار اندیشهمندانه نشاندهنده برتری تفکر ناشی از دانش بالای ایشان بود. این دانش از کجا به دست آمده بود؟ جز از مطالعه و مؤانست با کتاب؟ بنابراین در نگاه یک اندیشمند فکور، کتاب جایگاه والایی دارد.
* رهبر انقلاب در سالهای زیادی بهصورت مستمر به ترویج کتاب و مطالعه بین مردم توصیه میکردند. ایشان درباره حوزه کودک و نوجوان هم نظراتی داشتند. برای مثال گفته بودند که کار در زمینه کودکان خط اصلی و اساسی است و درست همان کاری است که باید انجام شود. ایشان گفته بودند «بچهها را با روحیه بار بیاورید. بچه باید امیدوار بار بیاید.» شما این با روحیهبودن و امیدواربودن را چقدر در شعرها و داستانهای تألیفی حوزه کودکمان میبینید؟ آیا داستانها و قصههای سالهای اخیر در این مسیر حرکت میکردند؟
بحمدلله با توجه به پژوهشهایی که در زمینه شعر کودک و نوجوان انجام دادهام میتوانم با استناد عرض کنم که ماهیت موضوعات مورد نگارش برای کودکان «امید» است و در اغلب کارها امیدواری دیده میشود. در مورد آثار نوجوانان علاوهبر امید ضرورت دارد درباره خودباوری نیز آثار درخور بیشتری تولید شود. توجه بچهها را باید به کتابهای تألیفی جلب کنیم و از ترجمه آثاری که هویت و خودباوری را در آنها کمرنگ میکنند پرهیز کنیم و در انتخاب کتابهای ترجمهای برای این گروه سنی دقت بیشتری داشته باشیم.
* شرایط امروز بهخاطر جنگی که بر ما تحمیل شد، ناآرام است؛ اما کودکان همراه خانوادههایشان به میدانها و خیابانها میآیند و شعار میدهند. آیا میشود این کودکان را همان کودکان باروحیه و امیدوار دانست؟ شما چه برداشتی از این حضور دارید؟
به یقین در وهله اول تأثیر خانواده در شکلگیری این فضا دخیل است و پس از آن، آموزشهای جنبی مثل مدرسه و کتاب. هرچه خانواده فرهنگیتر و کتابخوانتر، درک شرایط محیطی بیشتر و الزاما حضور هم پررنگتر.
* آیا این حضور و بهطور کل جنگ تحمیلی سوم به شما ایدههای داستانی هم داده است؟
مسلما. تا خدا چه بخواهد.
* رهبر شهید همیشه میگفتند که میل مردم به کتاب خواندن کم است و از لذت کتابخوانی بهرهمند نشدهاند. ایشان عقیده داشتند که ابتدا باید میل به کتاب خواندن را در مردم ایجاد کرد و بعد وسایل کتابخوانی خودش فراهم میشود و تأکید داشتند که از کودکی باید این میل ایجاد شود. چرا جامعهمان نتوانسته آنطور که باید با لذت کتابخوانی آشنا شود؟
این بحث مفصلی است که باید آسیبشناسی شود. مسائل مختلفی دخیلاند. میل کتابخوانی در بچهها بسیار به میل والدین آنها به خواندن کتاب مرتبط است. اگر پدر و مادر خود اهل مطالعه باشند احتمال اینکه در بچهها هم شوق کتاب به وجود آید بسیار زیاد است؛ اما چطور باید لذت کتاب خواندن را در بزرگسالان تقویت کرد؟ به نظر هر قدر فرد بیشتر به کتاب و مطالعه روی آورد، بیشتر هم کتابخوان و تشنه مطالعه میشود. مهم این است که آن تابآوری اولیه را در مطالعه داشته باشد؛ ناخودآگاه و بهمرور این میل در او تقویت میشود.
* بیایید فرض کنیم که شبی رهبر شهیدمان به خوابتان بیایند و از شما که نویسنده ایرانی ادبیات کودک و نوجوان هستید، بخواهند کاری کنید بچهها بیشتر کتاب بخوانند. اگر فقط تصمیم بگیرید یک کار و یک روش را از آن روز به بعد انجام دهید و پیگیرش باشید، آن چیست؟
حتما خودم برای بچهها کتاب خواهم خواند تا لذت خواندن را به آنها منتقل کنم. برای کودکان خواندن کتاب و نشان دادن شوق، تأثیر بسیاری در مطالعه بیشتر آنها دارد. سعی میکنم بیشتر از هر چیز دیگری به بچهها کتاب هدیه بدهم و بهعنوان یک نویسنده کودک و نوجوان تلاش کنم مضامین ارزشمندی را برای بچهها به داستان درآورم.
* امروز که رهبر بزرگوار انقلاب در جمع ما نیستند دلتان میخواهد چه کاری برایشان انجام دهید که اگر بودند باعث رضایت قلبی ایشان میشد؟
کتاب از علایق اصلی ایشان بود. همه میدانیم که در منزل کتابخانة تأملبرانگیزی داشتند که از بین رفتن آن باعث تأسف است. دلم میخواهد دست به دست هم بدهیم و کتابخانه یا کتابخانههای متعددی در نقاط مختلف کشور به نامشان تأسیس کنیم؛ کتابخانههایی که به کمک مردم، نهادها و ناشران و نویسندگان مجهز شود. من خودم اعلام آمادگی میکنم که تعداد درخور توجهی کتاب به این کتابخانه تقدیم کنم.