به گزارش خبر یار، شبکه خبری الجزیره در تحلیلی ضمن بررسی موازنه های قدرت و برد و باخت در جنگ منطقه ای اخیر نوشت که پس از گذشت بیش از سه ماه از آغاز حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، لازم است به دلایلی که این دو در ابتدای جنگ، برای این حمله اعلام کردند، بازگردیم.
در آن زمان ادعا شد که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هستهای است و مقابله با این وضعیت، علاوه بر نابودی تواناییهای هستهای، مستلزم از بین بردن رهبران عالیرتبه کشور و تغییر حاکمیت ایران میشد. به موازات این اهداف قرار بود سایر تواناییهای نظامی، شامل نیروی هوایی و دریایی، نیروی موشکی و پهپادها، و همچنین سکوهای پرتاب موشک نیز از بین بروند.
پس از آغاز جنگ و وقتی ایران تنگه هرمز را که ۲۰ درصد نفت و گاز مصرفی در جهان و محصولات راهبردی دیگر از جمله کود شیمیایی و هلیوم از آن عبور می کند، مسدود کرد، بازگشایی تنگه برای کشتیرانی بینالمللی به یکی از اهدافی تبدیل شد که آمریکا برای دستیابی به آن تلاش میکند.
اینها مجموعه اهدافی بود که طرف آمریکایی و صهیونیستی در اعلام جنگ علیه ایران آن را دنبال می کردند، اما نگاهی به شرایط و واقعیت های میدانی کنونی نمایی کاملا متفاوت نسبت به این اهداف را نشان می دهد.
الجزیره نوشت که با وجود اینکه در ساعات اولیه حمله تعدادی از رهبران عالیرتبه ایران از جمله حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران به شهادت رسیدند، اما تزلزل ملموسی در ساختار حاکمیت ایران ایجاد نشد و کادرهایی که به ادعای طرف آمریکایی و صهیونیستی «عمدتاً تندروتر هستند»، در موقعیتهای رهبری و فرماندهی کشور قرار گرفتند.
از سوی دیگر طبق وعده بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، عوامل موساد نتوانستند آشوب های قابل توجهی برای براندازی حاکمیت ایران در کفت خیابان ها به راه بیندازند.
الجزیره می افزاید که ایران با درک شکاف عمیق در موازنه های تسلیحاتی بین دو طرف رویکرد جایگزینی را اتخاذ کرده است که شامل جایگزینی هواپیماها و سامانههای حمله هوایی پیشرفته با موشکهای بالستیک و پهپادهایی است که میتوانند به صورت داخلی و با هزینه نسبتاً کم تولید شوند.
در ابعاد نظامی نیز گرچه آمریکا ادعا می کند نیروی دریایی ایران را نابود کرده است، اما اتکاء تهران به قایقهای تهاجمی سریع که میتوانند مواد منفجره را به شناورهای بزرگ برسانند، در کنار توانایی آنها در گسترش مینهای دریایی، افزایش یافته است. در حال حاضر هزاران فروند از این قایقها تولید شدهاند که به «ناوگان پشهای» معروف شدهاند و کنترل آنها بر عهده سپاه پاسداران است.
به نوشته این مقاله، تحولات جنگ اثربخشی این استراتژی را ثابت کرد و ایران توانست از مزیت «قابلیتهای نامتقارن» در حوزههای هوایی و دریایی بهرهبرداری کند تا خساراتی را به دشمن وارد کند که در زمان آغاز حمله خود در اواخر فوریه گذشته، انتظار آن را نداشت.
موشکهای بالستیک ایرانی و پهپادهای مدل شاهد بر فراز آسمان سرزمین های اشغالی، از پدافند هوایی چند لایه رژیم صهیونیستی، از جمله گنبد آهنین، فلاخن داوود و سامانه «پیکان ۲ و ۳» عبور کردند. تعدادی از این پرتابهها به قلب سرزمین های اشغالی از جمله منطقه دیمونا که تأسیسات هستهای اسرائیل در آن قرار دارد، رسیدند؛ و خسارات مادی و جانی زیادی در آنجا ایجاد کردند.
بر اساس این گزارش، واضح است که طرف های آمریکایی و اسرائیلی به هیچ یک از اهداف اصلی خود در آغاز جنگ دست نیافتد. تغییر مطلوب آنها در ایران رخ نداده است و ایران همچنان توانایی عملیات نظامی را دارد و مهمتر اینکه تهران موفق شده است تنگه هرمز را برای کشتیرانی بینالمللی بسته نگه دارد.
موشکها و پهپادهای ایرانی توانستند خسارات زیادی را به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه وارد کنند که شامل تأسیسات و تجهیزات نظامی میشد. طبق برآورد نهادهای مستقل، این خسارات شامل آسیب رساندن به یکی از جدیدترین سامانههای ضد موشکی مدل تاد بود که آمریکا تنها ۸ سامانه از آن را در پایگاههای خود در سراسر جهان دارد. هزینه هر یک از این سامانه ها یک میلیارد دلار است. تخریب ۴۲ هواپیمای آمریکایی از جمله جنگندههای اف-۱۵ و اف-۳۵، و یک هواپیمای شناسایی آواکس که هزینه آن به بیش از ۷۰۰ میلیون دلار میرسد، از دیگر خسارات آمریکا در این جنگ است. هزینه موشک های تهاجمی «تام هاوک» که قیمت هر یک ۱.۳ میلیون دلار است و موشکهای دفاعی «پاتریوت» که هر یک ۴ میلیون دلار هزینه دارد، را نیز باید به این فاکتور اضافه کرد.
در حالی که پنتاگون هزینه این جنگ را در گزارش خود به کنگره تنها ۲۹ میلیارد دلار برآورد کرده است، نهادهای مستقل از جمله مؤسسه مودیز (Moody’s)، معتقدند که هزینه جنگ برای مردم آمریکا تاکنون به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده است.
الجزیره می افزاید که اگر از حوزههای نظامی و اقتصادی به تأثیر جنگ در بعد سیاسی بپردازیم، میبینیم که تأثیرات جنگ بر داخل آمریکا در کاهش شدید محبوبیت ترامپ منعکس شده است که انتظار میرود تأثیر منفی بر حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای نوامبر آینده داشته باشد. در سرزمین های اشغالی نیز باید گفت که تل آویو از پیامدهای منفی عمیقی رنج می برد که در مواضع انتقادی و مخالف با اقدامات آن در سطح رسمی و ملی بیشتر کشورهای جهان، منعکس شده است.
از سوی دیگر همسویی آمریکا با بزرگترین و مهمترین متحد خود یعنی رژیم صهیونیستی تاثیرات منفی بر مواضع ملی و رسمی عمومی نسبت به آمریکا داشته است. در حال حاضر بحث جدی در مورد ابعاد همسویی منافع آمریکا و اسرائیل وجود دارد و این سوال مطرح است که آیا تل آویو از آمریکا برای دستیابی به اهداف خود سوء استفاده می کند، حتی اگر با منافع آمریکا در تضاد باشد؟ این در حالی است که بخش بزرگی از جامعه آمریکا که عمدتاً جوانان زیر ۴۰ سال هستند، منتقد اسرائیل شده اند.