یادداشت مهمان_مصطفی غفاری، مدیرعامل کانون اندیشه جوان؛ دوازدهم اردیبهشت خاطره به خیابان ریختن خون اندیشمند ایرانی مسلمانی را در خود دارد که قربانی تیغ کور تحجر شد: مرتضی مطهری از متفکران پرکار معاصر است که در دروانی پرتلاطم، عقل و قلمش راه دینداری را به روی بسیاری از مردم باز کرده است. از سالهایی که گروهکهای منحرف با غبارآلود کردن فضای تفکر، زیست عمومی را به مخاطره انداخته بودند تا سالهایی که بنیادهای فکری انقلاب اسلامی در قالب نظم مدنی ـ سیاسی جمهوری اسلامی تنیده میشد، آثار مطهری چراغ حکمت پیش پای مردم افروختهاند.
اما با گذشت نزدیک به پنج دهه از فقدان ایشان، این آثار همچنان میتوانند از جهات مختلف برای جوان مسلمان امروزی الهامبخش باشند: برخی از این آثار و مضامین از نظر طرح مسئله و حل مسئله هر دو قابل توجه هستند و برخی دیگر از جنبه طرح مسئله، افقگشایی میکنند. او ایدههای بسیاری مانند: «جاذبه و دافعه علی» یا «خدمات متقابل اسلام و ایران» را با تیزفکری و زبردستی به قلم کشیده است.هرچند شاید امروزه بتوان پاسخهای تازه و کارآمدتری برای برخی پرسشهای این اندیشمند یافت اما شاهکار او را باید در جایی جست که با مسائل جدید و نیازمند فهم عمیق، مواجه هستیم؛ مسائلی که در دوره حیات آن معلم شهید مطرح نبودهاند.
ویژگی برجسته اندیشههای شهید مطهری آن است که فراتر از مسائل و موضوعات مورد بحث، روش تفکر نظاممند اسلامی را میآموزاند. به این ترتیب، کسانی که با اندیشههای او آشنایی دارند فقط از محصولات مستقیم فکر او بهرهمند نمیشوند بلکه آمادگی برخورد روشمند و راهگشا با مسائل نوپدید را در خود مییابند.در چله دوم انقلاب و در دوران رهبری سوم که نوید گشایش افقهایی نو پیش روی ایران و اسلام را میدهد، از سویی اقتضائات زمانه ما را به رفتوبرگشت بیوقفه میان مبانی و مسئلهها فرامیخواند؛ و از سوی دیگر قرار نیست به بهانه یادگیری، همیشه شاگرد بمانیم.
پس میتوانیم بدون آنکه به چرخه تکرار و تحجر دچار شویم، برای ارتفاع از تفکر مطهری نیز طراحی داشته باشیم. آشنایی با بروندادها و روش فکری معلم شهید، مانند ترجمه آثار موضوعی فرآوریشده، یک سکوی پرش است تا اندیشه جوان مسلمان امروزی آماده بازخوانی، بازاندیشی و فراروی از سطوح کنونی دانش و اندیشه معاصر شده و خط اصیل تفکر اسلامی را ادامه دهد.
سیده فاطمه سادات کیایی